امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Monday, 3 October , 2022
امروز : دوشنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 1977
  پرینتخانه » آخرین اخبار, سیاسی تاریخ انتشار : 26 شهریور 1400 - 13:41 | 90 بازدید | ارسال توسط :

اوضاع ایران پس از جنگ جهانی اول و اشغال ان توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰

پایان جنگ جهانی اول و شکل گیری خاورمیانه جدید: در پایان جنگ جهانی اول که نیروهای مسلح بریتانیایی خاورمیانه را اشغال کردند،ابتدا به ساکن منطقه در انفعال کامل بسر میبرد.اما دیری نپایید که دردسرها برای اشغالگران اغاز شد.
اوضاع ایران پس از جنگ جهانی اول و اشغال ان توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰

اوضاع ایران پس از جنگ جهانی اول و اشغال ان توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰

ابتدا مصر زنگ تحولات را به صدا در آورد.در سال ۱۹۱۸ خواهان استقلال میشود ودر ۱۹۱۹ قیام آغاز میگردد.همزمان آشوب های عشایری سراسر اردن را فرا گرفت.در بهار ۱۹۲۰ اعراب در غرب فلسطین علیه یهودیان طغیان کردند.عراق دچار بلوا گردید وبریتانیایی که تا دیروز درگیر یک جنگ بزرگ و طاقت فرسای جهانی بود این بار به گونه ای سهمناک تر خود را در غرق در دریای طوفانی مستعمرینش یافت.او که از یکطرف به دلیل کمبود نیروهای نظامی و خسته خود در خاورمیانه توان مقابله با موج ملی گرایی و استقلال طلبی مردمان خاورمیانه را نداشت از سوی دیگر خود را در موضع ضعف در رقابت با رقبای دیرینه خود یعنی روسیه و فرانسه میدید،غافل از انکه انها هم در جنگ دچار رکود اقتصادی و فرسایش نظامی شده و توان مقابله با این موج توده های تحت ستم را در این بخش از جغرافیای اسیا ندارند.همزمان فرانسه هم وارد جنگ با مخالفان خود در سوریه شد.اما انها هم نه تنها در این زمان با بریتانیا در مقابل این خیزش های عمومی ابراز همدردی نمیکردند بلکه در هر نقطه ای که اشتراک یا تضاد منافع بود در صدد سهم خواهی بیشتر بر علیه یگدیگر کارشکنی میکردند.اوضاع روسیه هم چنان که شواهد تاریخی نشان میدهد بهتر از دیگر رقبایش نبود.او نیز درگیر جنگ های داخلی خود و خیزش های مسلمانان در اسیای میانه و جنبش های جدایی خواه بود.
بریتانیا وایران:
در این ایام نخست وزیر بریتانیا به همه جا توجه داشت جز ایران،همسایه شرقی امپراتوری عثمانی،که در ان زمان به هر روی از نقاط محبوب او در جهان نبود.پس در این رهگذر راه برای برای لرد کرزن،رئیس کمیته شرقی کابینه که از سال ۱۹۱۹ وزیر خارجه شده وهمواره با چرچیل (نخست وزیر وقت )دچار اختلاف نظر و رقابت بود،باز شد.بر خلاف نخست وزیر،جورج کرزن به هیچ نقطه ای از دنیا به اندازه ایران علاقه نداشت.اواز اواخر قرن نوزدهم با اشراف دقیقی که بر جغرافیای ایران و همچنین سبک و سیاق زندگی مردم داشت و در سال ۱۸۸۹ کتابی را تحت عنوان ایران و مسئله ایران نوشت که منبع بسیار مهمی در آن زمان اروپا به شمار میرفت یک سیاست راهبردی خاصی را پیگیری می نمود که عبارت بوداز:ایجاد کمربندی از دولتهای اسلامی در خاورمیانه برای جلوگیری از توسعه روسیه .از نگاه او میبایست این کمربند از امپراتوری عثمانی آغاز گشته از ایران عبور کرده و تا امارات اسیای میانه و افغانستان امتداد پیدا کند.اما سیاست چرچیل و بریتانیا در ان مقطع از تاریخ به دو دلیل ،خروج از ایران و سایر کشورهای تحت نفوذ خود در خاورمیانه بود،اول:به دلیل کاهش هزینه های سرسام آور و ویرانه های بزرگ اقتصادی و صنعتی که حاصل جنگ جهانی اول بوده و تقریبا کشور را به ورطه سقوط اقتصادی کشانده بوددوم:وحشت از جریحه دار شدن و شعله ور شدن احساسات میهن پرستی مردم خاورمیانه و سرایت آن به سایرکشورها و کوتاهی دست انها در تامین منافع خود در کشورهای خاورمیانه.سرانجام کروزن طرح خود را تحت عنوان ((:تمامیت ارضی ایران باید یک اصل اساسی در مرامنامه امپراتوری باشد و حفظ این تمامیت از دست درازی های روسیه که هدف اصلی ماست باز میدارد)) در قالب قرارداد ۱۹۱۹ به دولت بریتانیا قبولاند.احمد شاه جوان برای بر مسند ماندن به همراه وثوق الدوله مبلغ ۳۳۰ هزار پوند از دولت بریتانیا وجه نقد دریافت کردند.به موجب این قرارداد ضمن ماندگار شدن نیروهای بریتانیایی در ایران ،کارشناسان انگیلسی امور مالی کشور را در دست گرفته وضمن ساختن یک شبکه راه اهن ملی در ایران هزنیه های انرا از وصول عوارض گمرگی دریافت میکردند.
انقلاب بلشویکی و مواضع آن نسبت به ایران:
سیاست های ابتدایی بلشویک ها با بریتاینا درباره ایران در تضادی خوشایند برای بریتانیایی ها پیش میرفت.در ابتدای سال ۱۹۱۸ دولت شوروی تمامی قراردادها و ادعاهای دولت تزاری را با ایران که همگی در راستای منافع روسیه تزاری بود وقت ایران ملغی کرد و تمامی بدهی های دولت ایران را بخشید. توده ها و مردم خوشحال رهانیده شده از یوغ قراردادهای روسیه تزاری این بار خود را گرفتار قرارداد ننگین ۱۹۱۹ بریتانیا میدیدند.طولی نکشید که این بار تاریخ به گونه ای دیگر ورق خورد.در اثر تحرکات نیروهای دریایی بریتانیایی باقی مانده از جنگ جهانی اول در سواحل دریای خزر و مستقر در انزلی، سبب تنش و درگیری با نیروهای دریایی شورووی گردیده که متعاقبا سبب حمله نظامی شوروی به انزلی و تصرف تمامی عدوات جنگی بریتانیا در ان منطقه گردیده و پیامد آن سبب اعلام جمهموری سوسیالیستی در گیلان گردید که هرچند که شوروری نقش خود را در این مهم انکار میکند اما حمایت و تحرکات ان در این رویداد گیلان بر تاریخ پوشیده نیست.حال با این اوصاف با توجه به غرور جریحه دار شده مردم از قرارداد ۱۹۱۹ این برگ برنده لرد کروزن هر لحظه رنگ و وجاهت خود را از دست میدهد.
ورود ایرونساد و تغییر معادله قدرت در ایران:
سرلشگر ادموند آیرونساد که با هدف سر و سامان دادن به اوضاع شمال وارد ایران شده بود از همان ابتدا با نقطه نظرات لرد کروزن و شیوه عمل ان مخالف بود.او متعقد بود که هم روسیه و بریتانیا هر دو باید خاک ایران رو ترک کنند مشروط بر اینکه در ایران یک دولت مقتدر بومی بر سر کار باشد که بتواند هم به ان امید بسته و هم انجا را سرپا نگه دارد.او یگانه راه خود را در قزاقخانه ایران مکانی متشکل از شش هزار سرباز و هفت درجه دار و افسر زبده ایرانی در مقابل شش افسر و ششصد و شش درجه دار روسی یافت که پس از فروپاشی روسیه تزاری هزینه های این قزاقخانه را بریتانیایی ها پرداخت میکردند.سرانجام او ستاره بخت خود را یافت و او فردی نبود جز رضاخان که انظباط و سرسختی اش او را به شدت تحت تاثیر قرارداد.ایرونساد که بخوبی میدانست که وزرات جنگ بریتانیا قصد دارد تا پایان سال ۱۹۲۱ از ایران خارج شود در حرکتی هماهنگ با رضاخان به او گفت که چنانچه نیاز به کودتا باشد،نیروهای بریتانیایی دست به مقاومت نخواهند زد.سرانجام رضاخان دست به کودتا زده و متعاقبا بر محکم نمودن جایگاه خود در اولین اقدام دست به ملغی کردن قرارداد ۱۹۱۹زده که از مدتها قبل در ذهن مردم ایران خاطره تعدی و تجاوز نیروهای بریتانیایی را به خاک و منابع ایران را تداعی میکرد.این رویداد که به دلیل پنهان ماندن نقش ایرونساید بریتانیایی ها را خشمگین وحیرت زده کرده بود.بعدها پس از چند دهه با ارائه اسناد توسط یک نویسنده امریکایی افشا گردبد.
روابط ایران با شوروی و بریتانیا در سالهای نخستین
دوران پهلوی اول :
چند روز پس از کودتا و لغو قرارداد ۱۹۱۹ تهران به نماینده دیپلماتیکش در مسکو دستور میدهد که قراردادی را با شوروی امضائ کند که رویکرد ان نه تنها در عمل به معنای اولین موضعی گیری رسمی ایران نسبت به بریتانیا بوده بلکه به تعبیری دیگر تحت الحمایت بریتانیا در مقابل روسیه را رد کرده و در مقابل زیر نفوذ شوروی در امد.کامنف از چهره های سیاسی و مطرح وقت شوروری معتقد بود که شورروی باید از ناسیونالیسم ایرانی در مقابل بریتانیا حمایت کنند زیرا تضعیف بریتانیا در ایران میتواند به مقاومت گروه های شورشی در عراق نیز بیانجامد.این نظریه در زمانی مطرح گردید که روسیه علاوه بر هم پیمانی با ترکیه کمالی به توافقی جدید نیز با کشور مسلمان افغانستان نیز رسیده بود وآن سوتر در مصر و فلسطین آشوبگران عرب به خیابان ها ریخته بودند واز سوی دیگر ابن سعود و در عربستان و فیصل در سوریه با قشونشان وارد کارزار شده بودند تا سرنوشتی متفاوت تراز آنچه که بریتانیا میخواست برای انها تعیین کند برای خود رقم بزنند .حال دیگر کارد به استخوان بریتانیا رسیده بود.همان تفکر و رویایی که لرد کروزن برای بریتانیا تحت عنوان کمربند اسلامی در مقابل روسیه در سر می پروراند حال در لباس ناسیونالیسم ایرانی و ترک و عرب و اسیای میانه ای روی در روی و چشم در چشم خودشان شکل گرفت.گویی که دشمن قهاری آن را آگاهانه و از روی عمد برایشان برنامه ریزی کرده است:روسیه شوری.اما در عمل اینگونه نبود و الزاماٌ روند تحولات اجتماعی در دست قدرتهای جهانی و مطابق میل آنها رقم نخواهد خورد و الزاما بدان معنا نخواهد بود که هر تحولی با برنامه ریزی و خواست قبلی انها پیش خواهد رفت زیرا همانطور که دیدید این حوادث گاها بصورت تصادفی و پیوسته رخ داده اند.درست است که شوروی از تحولات و جنبش های اجتماعی و در عراق و ترکیه و سایر کشورهای عربی به نفع منافع خود در مقابل شوروی حمایت میکرد.اما همه این جنبش ها بصورت خودجوش و بصورت محلی بوده و ریشه در خواست مردم و تحولات در همان کشورها داشت.
انقلاب مشروطه در ایران و تاجگذاری پهلوی اول:
انقلاب مشروطه به مانند سایر انقلابهای دیگر جهان برگرفته ازخواست و مطالبات عمیق اجتماعی و انباشته شده توده ها بوده که دهه ها بلکه گاهاٌ قرنها به دلیل عدم پاسخگویی حاکمیتها به مطالبات مردم بصورت اعتراضات و جنبش های عظیم اجتماعی نمودار پیدا کرده و اثار آن میتواند به سایر ملتها و حاکمیتهای دیگر در جهان تسری پیدا کند.اما علاوه بر خواست و مطالبه گری توده ها و عوامل دیگری چون نیروهای خارجی و همچنین عملکرد حاکمیتهای مرکزی نیز در این پدیده اجتماعی موثر خواهد بود.با این رویکرد میتوان نتیجه گرفت که علاوه بررشد شهرنشینی در ایران و انباشته شدن مطالبات لایه ها فرودست جامعه در طی دهه های متمادی و اصلاحات درخشان امیرکبیر در ایران و همچنین همزمان با جنگ جهانی اول و رشد ناسیونالیسم در منطقه و خود فروختگی و وابستگی شاهان وقت در ایران و غارت سرمایه های ملی توسط بیگانگان منتج به انقلاب مشروطه گردید.سرانجام فرمان مشروطه در تاریخ ۱۴ مردادماه ۱۲۸۵ توسط مظفرالدین شاه صادر گردید که به دنبال ان و به دلیل به توپ بسته شدن مجلس توسط محمدعلی شاه و فتح تهران در سال ۱۲۸۸ خون انقلابیون به ثمر نشست.علیرغم استقرار پادشاهی مشروطه،بنیان گذاری مجلس و تدوین قانون اساسی مشروطه،به دلیل عدم نهادینه شدن قانون اساسی و سرایت به تمامی ارکان نظام حاکم و عدم تغییر بنیادی در ساختار نظام سیاسی کشور و همچنان تمرکز قدرت مطلقه در دست هئیت حاکمه فاسد و اشغال ایران توسط نیروهای بیگانه خارجی و سر به دار کردن انقلابیون،دستاوردهای آن،انچنان که میبایست در جامعه نهادینه نگردید.سرانجام رضا شاه در سال ۱۳۰۴ تاجگذاری کرد و در سال ۱۳۱۴ شمسی نام کشور از پارس به ایران تغییر پیدا کرد.
روابط پهلوی اول با ابرقدرتهای جهانی و چرایی اشغال ایران توسط متفقین:هماهنگونه که در سطور بالا به آن اشاره شد،رضاخان در اولین اقدام خود پس از کودتا ضمن ملغی نمودن قرارداد ۱۹۱۹ خود را تحت حمایت روسیه در مقابل بریتانیا قرار می دهد.که این مهم علاوه بر تضعیف منافع بریتانیا در ایران سبب پر رنگ شدن روابط رقیب دیرینه اش یعنی شوروی در منطقه خاورمیانه گردید که این مهم حتی بعد از تیره گی روابط آلمان و شوروی که در نهایت منجر به جنگ جهانی دوم گردید از نظر انها دور نگردید.رضاشاه نه تنها نتوانست به مانند آتا ترک از این فرصت تاریخی یعنی صف بندی و ارایش قدرتهای جهانی به نفع خود سود برده و با برقراری ارتباط با هر دو قدرت جهانی در منطقه به نفع کشور نقش بازی کند بلکه در میان مدت نیز روابطش با شوروی رو به تیره گی رفته و در نهایت علاوه بر از دست رفتن فرصتهای سیاسی و اقتصادی در جنگ جهانی دوم و با اتحاد دو رقیب دیرینه منجر به اشغال ایران گردید.او سپس تمامی نهادهای قدرتمندی را که محصول دستاورد انقلاب مشروطه بود را تضعیف کرد.اما پرسش تاریخی در اینجاست که چرا و چگونه ارتش پهلوی اول علیرغم مجهز شدن و همچنین شکل و نظم گرفتن در قالب یک ارتش سراسری بدون اندک مقاومتی در مقابل نیروهای متفقین تسلیم شد..؟هرچند که نباید جسارتها و از جان گسیختگی های فرزندان برومند ایران از جمله از جانفشانی های سه سرباز راه وطن در منطقه جلفا زنده نامان مصیب ملک محمدی،محمد راثی هاشمی و عبدالله هاشمی که ۴۸ ساعت در مقابل نیروهای مهاجم ایستادگی کردند چشم پوشی کرد.مگر در گذشته و حتی کمی پیشتر از ان نادرشاه افشار به کمک همین نیروهای بومی ضمن حفظ مرزها در مقابل نیروهای بیگانه ایستادگی نکردند.؟نگارنده دلایل عدم مقاومت مردمی و نیروهای نظامی و چرایی اشغال ان توسط نیروهای متفقین را به شرح ذیل تقسیم بندی میکند.
۱٫جامعه ایران علیرغم آنکه در دوران پهلوی اول هم همچنان به نسبت جمعیتی بخش اعظم مردم در جامعه روستایی سکونت داشتند اما به موجب انقلاب مشروطه و تحولات گسترده پس از ان دیگر ان جامعه ملوک طوایفی و عشایری گذشته نبودند و دستکم ، شهرهای اصفهان،تبریز،تهران،رشت ،رشد چشمگیری در شکوفایی جامعه شهری و شکل گیری طبقه متوسط شهری داشتند.
۱٫طبقه نظامی و عضوگیری این نیروها در گذشته در ارتش ایران از طبقات روستایی و عشایری کشور بوده که به دلیل اسکان و خلع سلاح عشایر در ساختار نوپا چندان شکل نگرفته بودند.یا به تعبیر دیگر میتوان گفت ان ارتش نوین به معنای دقیق کلمه از نظر ساختار نظامی پوست اندازی نکرده و به دلیل زمان اندک تا زمان جنگ جهانی دوم شاکله ان شکل نگرفته بود.و صرفاٌ پاسخگوی امنیت داخلی بود
۲٫عشایر و سران قبایل تا قبل از شکل گیری ارتش نوین پهلوی اول دارای قدرت منطقه ای و محلی زیادی بوده اند که به همراه اشرار توسط حکومت مرکزی سرکوب،خلع سلاح و تطمیع شده بودند.
۳٫حذف نیروهای نظامی و ارشد نخبه سیاسی و وابسته به رضاشاه به دلایل نه چندان قابل قبول مانند جعفرقلی خان سردار اسعد,وزیر جنگ،تیمور تاش،علی اکبر داور و فیروز فرما و…که جملگی در یکپارچه کردن ایران و همچنین شکل گیری ساختار اداری و نظامی ایران پس ازتاجگذاری او نقش بسزایی داشتند.
۴٫سرخوردگی توده هایی که تمامی رویاها و خواست خود را در مطالبات انقلاب مشروطه جستجو میکردند.حال با سرکوب بزرگ اجتماعی روبرو شده اند.
۵٫ تضعیف مجلس ملی بعنوان جایگاه و خواست اراده ملت توسط رضاشاه
۶٫قدرتمند شدن حزب توده در میان طبقات مختلف جامعه و گرایش و سرسپردگی بعضی از سران حزب به دولت شوروی
۷٫کشف میادین بزرگی نفتی در ایران و بازگشت مجدد بریتانیا به خاک ایران در کنار رقیب دیرینه خود روسیه یا شوروی
.۸٫ایران پلی برای رساندن مهمات و اذوقه به جبهه شوروی و همچنین تامین منابع سوخت و نفتی متفقین از میادین ایران
۹٫غافلگیری رضا شاه و تحلیل اشتباه از تحولات سیاسی جهانی و جنگ جهانی دوم و عدم اراده برای مقابله با جامعه جهانی به دلیل دیرهنگام بودن و عدم توان مقابله با قدرتهای جهانی.

منابع:
صلحی که همه صلح ها را بر باد داد دیوید فرامکین ترجمه حسن افشار
خاطرات سردار اسعد بختیاری
خاطرات قوام السطنه:غلامحسین میرزا صالح

نویسنده : ارشک کیانی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.