امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Sunday, 2 October , 2022
امروز : یکشنبه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 1231
  پرینتخانه » آخرین اخبار, سیاسی تاریخ انتشار : 14 تیر 1400 - 23:52 | 295 بازدید | ارسال توسط :

در تکاپوی استقلال و آزادی و عدالت

نکوداشت دکتر کریم بخت‌یار سنجابی بیست و شش سال پیش دکتر کریم بخت‌یار سنجابی از رهبران جبهه ملی ایران و نسل نخست نهضت ملی ایران و یاران استوار و وفادار به رهبر فقید نهضت ملی ایران،شادروان دکتر محمد مصدق درگذشت؛اما هنوز نامش به هر بهانه‌ای به ویژه مرور رخدادهای انقلاب ضد سلطنتی بهمن 57 و نقش ایشان در آن برهه در درجه نخست و دوران جنبش ملی شدن صنعت نفت تا کودتای ننگین آمریکایی-انگلیسی-روسی 28 اَمرداد 1332 بر سر زبان ناخودآگاه هم بر زبان آمده و موضوع بحث و گفت و گو میگردد.
در تکاپوی استقلال و آزادی و عدالت

از این رو برای شناخت بهتر و کارآمدتر چنین شخصیت‌های برجسته‌ای در تاریخ معاصر ایران بهتر است سیر کنش و زمینه‌های فکری و اندیشه‌شان در متن رخدادهایی که شاهد و ناظر و صد البته نقش آفرین و کنشگر در آن بودند؛ بررسی نمود.
کریم بخت‌یار سنجابی در سال ۱۲۸۳ در ماهیدشت کرمانشاه چشم بر جهان گشود.
هویت و تبارش از قومیت سلحشور کُرد و ایل میهن دوست سنجاب بود. پدر و عمویش سردار قاسم خان و سردار ناصر خان سنجابی در جنگ جهانی نخست به دلیری و آزادگی از مرزهای ایران در جنگ با عثمانی دفاع جانانه و پاسداری عزت‌مندانه نموده بودند.
در دوران رضا شاه به دلیل قومیت کرد و سرکوب ایلات و عشایر از سوی رضا شاه ،کریم سنجابی که مطلقا انگیزه و تمایلی به گردکنشی ایلی و قومیتی بر علیه حکومت مرکزی نداشت؛پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه و اشتغال به خدمات اداری برای حتی تردد به سمت کرج از تهران هم مجبور به اخذ مجوز از سروان مقدادی مسئول میز عشایر شهربانی میگردد!
پس از شهریور ۱۳۲۰ و سرنگونی استبداد نابود ساز مشروطیت و قانون اساسی میثاق و خون‌بهایش،در حزب میهن پرستان و سپس در حزب ایران به همراه آزادگانی همچون مهندس کاظم حسیبی،اصغر پارسا،مهندس احمد زیرک‌زاده،مهندس جهانگیر حق‌شناس و … به فعالیت سیاسی بر پایه آرمانهای انقلاب مشروطیت و اصول استقلال و آزادی و عدالت مشغول میگردد.
در آبانماه ۱۳۲۸ خورشیدی پس از فراخوان شادروان دکتر محمد مصدق رهبر فقید نهضت ملی ایران به راهپیمایی و تحصن از منزلش از شماره ۱۰۹ خیابان کاخ به کاخ مرمر در ” اعتراض به عدم برگزاری انتخابات آزاد ” به همراه بسیاری دیگر همچون شادروانان دکتر شمس الدین امیرعلایی،دکتر سید علی شایگان شیرازی،شهید دکتر حسین فاطمی و … شرکت جست و در گروه پایه گذاران و هیئت موسس ” جبهه ملی ایران ” قرار میگیرد؛ سازمان و تشکلی سیاسی که تا به پایان عمر بر آرمانها و اصولش” استقلال “، ” آزادی ” و ” عدالت ” بر پایه ” موازنه منفی ” مصدق و
” موازنه عدمی ” شهید سید حسن مدرس وفادار و پایدار ماند.
از این رو پس از تشکیل دولت ملی دکتر مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ در سمت وزیر فرهنگ در کابینه نخست از هیچ فداکاری دریغ نورزید. او در این دوران افزون بر این مسئولیت، در سمت قاضی ایرانی دیوان داوری لاهه در جریان کشمکش میان دولت ملی ایران با شرکت نفت ایران و انگلستان در دادگاه لاهه بزرگترین و تاثیر گذارترین فداکاریها در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر ایران را با شایستگی و در جهت سرفرازی ملت ایران و نهضت ملی ایران به فرجام رساند.
پس از تشکیل کابینه دوم دکتر مصدق،کریم سنجابی به همراه برخی دیگر از ملیون ترجیح داد که در سنگر پارلمان و مجلس شورای ملی به دولت ملی مصدق و نهضت ملی ایران کمک نماید؛چرا که دکتر مصدق اهداف نهضت ملی و دولتش را ملی شدن صنعت نفت و برگزاری انتخابات آزاد قرار داده بود و سنجابی نیز برای هر دو هدف تلاش بسیاری به مانند دیگر کنشگران نهضت ملی و یاران مصدق میورزید.
پس از کودتای ننگین آمریکایی-انگلیسی-روسی ۲۸ اَمرداد ۱۳۳۲ خورشیدی و سرنگونی دولت ملی مصدق و برقراری خفقان و سرکوب توسط مشتی میهن فروش وابسته و لمپن ماب تا مدتها مجبور به اختفا و پس از بیرون آمدن از اختفا مدتی کوتاه بازداشت شد.
در سال ۱۳۳۹ خورشیدی پس از روی کار آمدن دولت جان اف کندی از حزب دموکرات در آمریکا برخلاف میل شاه و کارگزاران استبداد سلطنتی،رژیم مبجور به گشایش نسبی فضای سیاسی و برکناری دولت نخست شریف امامی پس از فضاحت کشته شدن زنده یاد ابوالحسن خانعلی معلم فیزیک آموزش و پرورش در میدان بهارستان در جریان اعتراضات صنفی معملمان تهران و روی کار آوردن دولت دکتر علی امینی گردید. از این رو در چنین فضایی فعالیت جبهه ملی ایران این بار در غیاب دکتر مصدق وارد دور تازه‌ای شد و در ۳۰ تیر ۱۳۳۹ در سرای الله یار صالح رسما اعلام گردید.
در روز پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۴۰ خورشیدی، جبهه ملی ایران اقدام به برگزاری گردهمایی در پارک لاله تهران با اخذ مجوز از شهربانی وقت کل کشور به شکلی کاملا قانونمند، منظم، سازماندهی شده و مسالمت آمیز نمود.
در این گردهمایی با تصویب شورای مرکزی آقایان دکتر شاپور بختیار،دکتر کریم سنجابی و دکتر غلام‌حسین صَدیقی موظف به سخنرانی در چارچوب‌های تصویب شده و مورد توافق قرار گرفته در نشست شورای مرکزی جبهه ملی مبنی در عدم سخنرانی در ارتباط با پیمان سنتو، قرارداد کنسرسیوم شدند و در پایان گردهمایی نیز شهید داریوش فروهر مامور به قرائت قطعنامه گردهمایی گردید.
شادروانان دکتر سنجابی و دکتر صدیقی کاملا بر طبق چارچوب تصویب و مورد توافق شورای مرکزی به ایراد سخنانی پرشور و متین پرداختند اما دکتر بختیار بنا به دلایلی که تا به امروز مبهم و مجهول است؛ از چارچوب‌های مورد توافق تخطی و صد البته جبهه ملی ایران را دچار پیامدهای سنگین و مخاطرات بی جهت و بیهوده در تنش با هیئت حاکمه کودتاچی نمود!
در سالگرد ۳۰ تیر که قرار بود جبهه ملی ایران به احترام شهدای خیزش خونین ۳۰ تیر ۱۳۳۱ در ابن بابویه تهران حضور پیدا کند با ممانعت ماموران شهربانی و ساواک هموندان جبهه ملی از جمله دکتر سنجابی و دیگران رهبران و کادرهای جبهه ملی ایران بازداشت گردیدند.
در فاصله سالهای ۱۳۳۹-۱۳۴۲ خورشیدی سنجابی به همراه دیگر کادرهای جبهه ملی بارها بازداشت و زندانی گردیدند که مهمترین آنها در رخداد حمله وحشیانه نیروهای هوانیروز آرتش به فرماندهی سروان خسروداد در یکم بهمن ۱۳۴۰ به دانشگاه تهران و همچنین بیانیه اعتراضی تاریخی ” اصلاحات آری-دیکتاتوری نه ” در تحریم خیمه شب بازی مضحک و مهوع آور رفراندوم ششم بهمن ۱۳۴۱ لوایح شش گانه موسوم به انقلاب سفید بود.
لازم به یادآوری است که پیش از به روی صحنه آوردن خیمه شب بازی مفتضحانه و به گفته شادروان استاد ادیب برومند ” مسخره آمیز ” انقلاب سفید استبداد سلطنتی، جبهه ملی ایران در نخستین و یگانه کنگره‌ای که توانست در ایران در دیماه ۱۳۴۱ در سرای شادروان حاج حسن قاسمیه در تهرانپارس تهران برگزار نماید؛ اصلاحات ارضی، حقوق زنان و … را در منشور مصوب کنگره مطرح نموده بود و شاه و نوکران دست بوسش قطع یقین از منشور جبهه ملی تقلید و رونویسی کاریکاتوروار نموده بود!
در خرداد ۱۳۴۳ شادروان الله یار صالح با رعایت و ملاحظه دقیق و منطقی و واقع بینی و روشن‌نگری شرایط بس مخاطره آمیز نیروهای سیاسی در برابر رژیمی که با پشت گرمی اربابان آمریکایی و انگلیسی‌اش دستی باز و گشاده برای سرکوب و قلع و قمع داشت؛ با تصویب رای اکثریت وقت شورای مرکزی اقدام به اتخاذ ” سیاست صبر و انتظار ” نمود. دکتر کریم سنجابی به همراه شادروانان دکتر مهدی آذر،اصغر پارسا،مهندس کاظم حسیبی،مهندس احمد زیرک‌زاده،مهندس جهانگیر حق‌شناس،دکتر شمس الدین امیرعلایی،حاج محمود مانیان،ادیب برومند و … که اکثریت شورای مرکزی محسوب میشدند؛ با این سیاست همراهی نمودند اما در طیف اقلیت شورای مرکزی دکتر شاپور بختیار و زنده یادان دکتر محمدعلی کشاورز صدر و شهید داریوش فروهر با این سیاست مخالفت نمودند.
صد البته در طول سالهای دهه‌های ۴۰ و ۵۰ و پس از انقلاب ضد سلطنتی بارها جبهه ملی ایران به دلیل اتخاذ این رویکرد، مورد انتقاد شدید نهضت آزادی و سازمان‌های چریکی مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق و … قرار گرفت! اما نقادان رویکرد جبهه ملی هیچگاه پاسخ ندادند که رویکرد در پیش گرفته خودشان در سالهای دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی چه میزان در تقویت جامعه مدنی و ژرف بخشیدن به دموکراسی خواهیدر بافت سیاسی و مدنی جامعه ایران داشته است!
شادروانان الله یار صالح و کریم سنجابی و دیگر یاران مصدق با علم به عدم پایداری موقعیت پوشالی شاه و بی ریشه و بی اصالت بودن انقلاب قلابی تر قلابی سفید شاه!!! و شکست قابل پیش بینی‌اش باور به عدم موضع گیری سیاسی و حفظ نیروها و ارگان‌های تشکیلاتی برای خلاء سیاسی پیش رو بودند؛صد البته گذر زمان و نص صریح تاریخ ثابت کرد که چه میزان برحق بودند.
در سالهای دهه ۵۰ خورشیدی پس از شوک نفتی ۱۳۵۲ و بالارفتن قیمت نفت بحرانهای سیاسی و اقتصادی حاکمیت پیچیده تر میشد.
از سویی اصلاحات ارضی شاه با نابودی بخش کشاورزی ایران و عدم شکل گیری کشاورزی صنعتی از سویی موجب هجوم سیل آسای روستائیان به حاشیه شهرها به ویژه کلان شهرها شد. از سوی دیگر خیره سری شاه بیش از پیش با دسترسی بیشتر به دلارهای نفتی از سویی و سرکوب تمام عیار مخالفان سیاسی به ویژه سازمان های سیاسی چریکی و مسلح همچون مجاهدین خلق و چریکهای فدایی،شاه در اسپند ۱۳۵۳ خورشیدی دو حزب مضک بله قربان و چشم قربان ملیون و مردم را منحل و اقدام به برقرار نظام تک حزبی رستاخیز با توهین و هتاکی و قلدری نسبت به ملت ایران نمود!
در نوامبر ۱۹۷۶ ( آبان ۱۳۵۵ ) پس از شکست جرالد فورد جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و روی کارآمدن دولت جیمی کارتر شاه برخلاف میلش مجبور به گشایش نسبی فضای سیاسی شد.
در اسپند ۱۳۵۴ و همچنین ۱۳۵۵ خورشیدی شادروان علی اصغر حاج سید جوادی با نگارش نامه‌های سرگشاده دلیرانه و به شدت روشنگر به شاه پیشتاز نقادی جسورانه قلمی به شاه و استبداد سلطنتی شده بود.
در ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ پس از بحث های فراوان وعدم توافق با نهضت آزادی و ممانعت شادروان آیت الله سید رضا زنجانی رهبر فقید نهضت مقاومت ملی ایران از قرار گرفتن نام و امضایش در کنار دکتر شاپور بختیار، نامه سه امضایی آقایان دکتر سنجابی،دکتر بختیار و داریوش فروهر به شاه نوشته و منتشر گردید.
در این نامه آشکارا نسبت به لگدمال شدن قانون اساسی،پایمال شدن حقوق ملت،فساد و تباهی اخلاقی و … به شاه هشدار داده شد.
شاه آشکارا بنا به گفته اسدالله علم در خاطراتش رهبران جبهه ملی را با کمال بی شرمی ” لحاف های شپش کهنه ” نامید! در نشریات سراسری نیز توهین‌هایی به سران جبهه ملی گردید.
پس از این نامه سرگشاده آن طور که بعدها روشن شد شاپور بختیار به واسط ابوالحسن بنی صدر در ۷ شهریور ۱۳۵۶ خورشیدی نامه‌ای مخفیانه به آیت الله خمینی نوشت و خواستار حمایت و هدایت و راهنمایی ایشان گردید.
در یکم آبان ۱۳۵۷ جبهه ملی به همت بازاریان هوادار و فداکارش اقدام به برگزاری جشن زادروز امام رضا در کوچه ری تهران در سرای حاج حسن لقایی نمود.
به دلیل تقارن تصادفی با درگذشت مرحوم مصطفی خمینی این جشن تبدیل به مراسم عزاداری و عرض تسلیت با سخنرانی دلیرانه شهید داریوش فروهر گردید.
در این سخنرانی داریوش فروهر دبیر کل وقت حزب ملت ایران و هموند فداکار کوشا و فداکار جبهه ملی رسما اعلام تشکیل ” اتحادیه نیروهای ملی ” نمود و فروهر نیز سخنگوی آن گردید.
در یکم آذر ۱۳۵۶ در باغ شادروان حاج حسین گلزار مقدم در کاروانسرا سنگی کرج جبهه ملی ایران به برگزاری گردهمایی نمود که با دخالت ماموران گاردشاهنشاهی و ساواک و ژاندارمری کرج به خشونت وحشیانه بر علیه حاضران کشید و بسیاری از جمله زنده یادان داریوش فروهر، پهلوان حسین شاه حسینی،ابوالفضل قاسمی،مهندس کاظم حسیبی،عبدالکریم انواری،حاج محمود مانیان و … گردید.
تلاشهای جبهه ملی همچنان ادامه داشت و به همین دلیل در فروردین ۱۳۵۷ منازل شادروانان دکتر سنجابی،داریوش فروهر،حاج محمود مانیان و همچنین مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی توسط کمیته به اصطلاح انتقام ساواک بمب صوتی منفجر گردید!
در ۳۰ تیر ۱۳۵۷ جبهه ملی ایران با چاپ و انتشار منشور سه ماده‌ای اصول و اهدافش را رسما به افکار عمومی ملت ایران پیشکش نمود.
نظر به اهمیت این منشور به ویژه در رخدادهای مهم پیش رو انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۱۳۵۷ مواد آنرا دقیقا یادآوری میکنیم :
۱- جبهه ملی خواستار استقلال کشور است،استقلال واقعی وقتی حاصل می‌گردد که ایران از کلیه وابستگی‌های اسارت بار کنونی به قدرتهای سلطه گر رهایی یابد و برنامه‌های کشوری در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی از نیازهای ملی الهام گیرد و به نحوی تنظیم شود تا عواملی را که از داخل و خارج در جهت بهره‌دهی به قدرت‌های خارجی درکارند خنثی نماید.
۲ – جبهه ملی خواستار حفظ حیثیت ذاتی بشر و تامین آزادیهای فردی اجتماعی و احیاء حقوق ملت بر طبق اصول پیش‌بینی شده در قانون اساسی و متمم آن و اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
آزادی واقعی متضمن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود است و به همین دلیل جبهه ملی ” نظام سلطنت استبدادی ” کنونی را با ” اساس مشروطیت ایران ” ناسازگار میداند و برای استقرار حاکمیت ملی و احترام به ” قواعد مقدس اسلام ” که ” مذهب رسمی ایران ” است اعاده نظام قانونی کشور را لازم میشمارد.
۳ – جبهه ملی خواستار اتخاذ سیاست خارجی،مستقل ایرانی بر اساس حفظ مصالح ملی در عین احترام به حق حاکمیت ملتها و مبارزه با هرگونه استعمار در سراسر جهان میباشد.
با اوج گیری رخدادهای انقلاب به ویژه آتش سوزی بحث برانگیز سینما رکس آبادان در ۲۸ اَمرداد ۱۳۵۷ و کشتار مردم بی دفاع در میدان ژاله تهران در آدینه خونین ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ بیش از پیش روشن بود؛هیچ راهی جز پایان استبداد سلطنتی و برچیده شدن خیره سری خاندان ننگین پهلوی برای ملت ستمیده ایران باقی نمانده است.
جبهه ملی نیز کاملا با خواسته‌های بر حق ملت ایران همراهی نمود.
پس از آزادی بسیاری از زندانیان سیاسی به ویژه سرشناسانی همچون شادروان طاهر احمدزاده پیر دلسوخته و دردکشیده سران جبهه ملی در آغاز آبان ۱۳۵۷ به دیدار ایشان به مشهد سفر نمودند.
در این دیدار بر پایه شهادت روزنامه‌های رسمی وقت شادروانان دکتر سنجابی،داریوش فروهر،حاج محمود مانیان و دکتر شاپور بختیار حضور داشتند.
در این دیدار آشکار در حضور رسانه‌ها سفر قریب الوقوع دکتر سنجابی به کانادا برای حضور در کنگره بین الملل سوسیالیستها و همچنین دیدار با آیت الله خمینی رهبر تثبیت شده انقلاب ضد سلطنتی در پاریس مطرح گردید.
سرانجام دکتر سنجابی به همراه حاج محمود مانیان با آگاهی کامل شورای مرکزی از دیدار با آیت الله خمینی و تبادل نظر با ایشان عازم سفر گردید.
در این سفر برخلاف ادعای شاپور بختیار در کتابهای به اصطلاح یکرنگی! و خاطرات هاروارد و ۳۷ روز پس از ۳۷ سال ایشان فسخ عزیمت به کنگره بین الملل سوسیالیستها به دلیل تهدید آیت الله خمینی و هشدار اطرافیان ایشان نبود و صد البته به دلیل توهین وزیر خارج وقت انگلستان دیوید اوئن به انقلاب ملی بهمن ۵۷ و حمایت از استبداد وابسته سلطنتی و خاندان ننگین پهلوی این سفر برای شرکت در کنفرانس سوسیالیست ها لغو گردید.
پیش از سفر به پاریس نیز دکتر عبدالرحمان برومند یار صمیمی و نزدیک شاپور بختیار که به دلیل همکاری با بنیاد تعاون و توزیع از سازمانهای زیر مجموعه بنیاد پهلوی و نزدیکی با برادران رشیدیان ثروت بسیاری به ویژه از قبل ساختمان سازی شاهین شهر اصفهان بدست آورده بود؛ پاکتی حاوی ۵۰ هزار تومان پول به دکتر سنجابی ارائه کرد تا به گفته خودش در هتلی در شان جبهه ملی اقامت نماید اما صد البته نیازی به این کمک مالی نبود و دکتر سنجابی و حاج محمود مانیان در سرای احمد سلامتیان از
کوشندگان جبهه ملی و نزدیک به الله یار صالح و دکتر سنجابی و دکتر مسعود حجازی اقامت گزیدند.
در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ دکتر سنجابی بیانیه تاریخی و پربردش را منتشر نمود. نظر به اهمیت این بیانیه تاریخی متن کامل آنرا مرور میکنیم :
بسمه‌تعالی
لیله چهاردهم ذیحجه ۱۳۹۸
چهاردهم آبان ۱۳۵۷
۱- سلطنت کنونی ایران با نقض مداوم قوانین اساسی و اعمال ظلم،ستم و ترویج فساد و تسلیم در برابر سیاست‌های بیگانه فاقد پایگاه قانونی و شرعی است.
۲- جنبش ملی اسلامی ایران نمی‌تواند با وجود بقاء نظام سلطنتی غیر قانونی با هیچ ترکیب حکومتی موافقت بنماید.
۳ – نظام حکومت ملی ایران،باید بر اساس موازین اسلام،دموکراسی و استقلال به‌وسیله مراجعه به آراء عمومی تعیین گردید.
دکتر کریم سنجابی
حال پرسش این است با توجه و تطبیق با منشور سه ماده‌ای جبهه ملی در تیرماه ۱۳۵۷ این بیانیه کوچکترین منافات محتوایی و قانونی دیده نمیشود و هر سه بند بیانیه ۱۴ آبان ۱۳۵۷ را باید در تطبیق با منشور سه ماده‌ای ۳۰ تیرماه ۱۳۵۷ جبهه ملی دید.
در طول نزدیک به ۴۳ سال از انتشار این بیانیه منتقدان و مخالفان این بیانیه به ویژه شاپور بختیار و هواخواهان متعصبش هیچگاه پاسخ ندادند این بیانیه با کدام یک از مواد منشور تیرماه ۱۳۵۷ جبهه ملی منافات داشته و تطبیق ندارد!
پس از انتشار بیانیه سنجابی به ایران بازگشت و بر پایه تصمیم شورای مرکزی جبهه ملی بنا بود در بیستم آبان ۱۳۵۷ در سرای دکتر سنجابی در نیاوران تهران کنفرانس مطبوعاتی با حضور ایشان به همراه داریوش فروهر و دکتر شاپور بختیار برگزار گردد.
پیش از برگزاری کنفرانس با ممانعت فرمانداری نظامی تهران و مامورین اعزامی تیمسار مهدی رحیمی لاریجانی و … در حضور پرشمار خبرنگاران داخلی و خارجی دکتر سنجابی و داریوش فروهر در حضور دکتر شاپور بختیار بازداشت و زندانی گردیدند.
در طول مدت حصر سنجابی و فروهر در یکی از ویلاهای تحت نظر ساواک در شمال تهران ، ترتیب ملاقاتی میان سنجابی با شاه در دربار با حضور ریاست وقت ساواک تیمسار مقدم صورت میگیرد.
در این دیدار سنجابی با تاکید بر بیانیه سه ماده‌ای اش در پاریس و دیگر مواضع جبهه ملی از همکاری با شاه خودداری مینماید و آنرا موکول به موافقت آیت الله خمینی مینماید.
صد البته در نشست شورای مرکزی جبهه ملی ایران در غیاب دکتر سنجابی و داریوش فروهر در ۲۳ آبان ۱۳۵۷ بیانیه سه ماده‌ای دکتر سنجابی مورد موافقت
و تصویب اکثریت قریب به اتفاق اعضای شورای مرکزی شادروانان استاد ادیب برومند، مهندس کاظم حسیبی،حاج قاسم لباسچی،حسین شاه حسینی و صد البته دکتر شاپور بختیار قرار میگیرد.
از این رو ادعای عدم موافقت دکتر بختیار با این بیانیه و ترک نشستهای شورای مرکزی در اعتراض به این بیانیه کاملا کذب محض و دروغ بی کم و کاست است.
پس از نزدیک به یک ماه سنجابی و فروهر از زندان آزاد میشوند و زمزمه های پیشنهاد نخست وزیری به ملیون به ویژه دکتر صدیقی و دکتر بختیار بیش از پیش شنیده میشود.
دکترصدیقی با قراردادن شروطی سنگین و غیر قابل اجرا از سوی شاه به ویژه اقامت شاه در جزیر کیش و یا سواحل دریای خزر و خلع ید از قدرت فائقه وغیر قانونی اش و قراردادن اختیار و فرماندهی نیروهای مسلح در اختیار نخست وزیر، رای مثبت پارلمان به کابینه و نخست وزیر پیش از توشیح تشریفاتی شاه و … نه تنها توافقی برای تصدی نخست وزیری دست پیدا نمیکند بلکه از حضور در شورای سلطنت به رغم پیشنهاد شاپور بختیار و شاه خودداری میکند.
سنجابی نیز تصدی نخست وزیری و تشکیل دولت جبهه ملی را موکول به موافقت آیت الله خمینی مینماید اما شاپور بختیار که از چند سال پیش از آغاز طوفان انقلاب با زد و بندهای محرمانه از طریق امان الله قریشی از هموندان بلندپایه حزب رستاخیز،جمشید آموزگار،رضا قطبی فرنشین رادیو و تلوزیونملی ایران و پسر خاله‌اش و … برای کسب قدرت به شدت و به هر قیمتی دست و پا
میزد!
سرانجام در ۱۶ دیماه ۱۳۵۷ بختیار بدون کسب موافقت شورای مرکزی وبا تکروی تمام عیار و اقدامی بدون زمینه پیشنهاد نخست وزیری را میپذیرد.
صد البته معلوم بود دولت پوشالی ۳۷ روزه بختیار قابل دوام نیست و برخلاف هیاهوی مضحک شاه در ژست مرغ طوفانی‌اش با نسیمی آرام از هم پاشید.
بختیار پس از صدور فرمان شاه برخلاف نص صریح قانون اساسی مشروطیت و با پذیرش خروج شاه پس از تشکیل دولت و بدون در اختیار داشتن فرماندهی نیروهای مسلح و تحمیل ارتشبد قره‌باغی از سوی شاه به بختیار و تصدی ریاست ستاد آرتش حتی توان فرستادن وزرایش به وزارتخانه‌هایشان را هم نداشت.
در نشست شورای مرکزی جبهه ملی اکثریت قریب به اتفاق شورای مرکزی رای به اخراج ایشان از شورای مرکزی به سه رای مخالف شادروانان ابوالفضل قاسمی، حاج محمود مانیان،قاسم لباسچی میدهند و حزب ایران در نشستی بختیار را از سمت های حزبی معزول و ادامه عضویت بختیار در حزب را موکول به برگزاری دادگاه درون حزبی مینماید.
از این رو جبهه ملی ایران به رهبری دکتر سنجابی همراه به خواسته‌های ملت با انقلاب ملی و درون جوش و خودجوش مردم همراهی و پشتیبانی نمود چرا که برخلاف برخی غرض ورزان روشنفکران وسازمانهای ملی قرار نیست خواسته‌های مردم را سرکوب کنند!
صد البته سنجابی به دلیل تداخل وظایف دولت و شورای انقلاب و ایجاد موازی کاری اداری از عضویت در شورای انقلاب خودداری نمود اما با دستور مستقیم آیت الله خمینی و به رغم عدم تمایل مهندس بازرگان به ایشان و داریوش فروهر به سمت وزارت خارجه دولت موقت منصوب گردید.
صد البته به دلیل هرج و مرجهای حاکم و بی نظمی افسار گسیخته به ویژه اخلال در وظایف سفیر ایران در آمریکا شادروان دکتر مهدی حائری یزدی توسط دکتر شهریار روحانی داماد سابق دکتر ابراهیم یزدی و … پس از استعفای نافرجام ۲۰ اسپند ۱۳۵۷ و سفارش آیت الله خمینی به موکول نمودن استعفا به پس از برگزاری رفراندوم تعیین نظام در فروردین ۱۳۵۸ در پایان نخستین ماه از بهار پس از انقلاب ۵۷ بنا به گفته آشکار و صد البته قابل تامل و هشدار دهنده‌اش نه در اعتراض به دولت که در اعتراض به بی دولتی از سمتش کناره گیری نمود.
سنجابی به همراه جبهه ملی ایران هشدارهای لازم و ضروی و صد البته دلسوزانه نسبت به تنگ نظری،واپسگرایی،انحصار طلبی،اعمال خلاف قانون و انحراف از اصول و ارزشهای راستین انقلاب شورانگیز بهمن ۵۷ ارائه نمود که ای دریغا گوش شنوایی نداشت!
در انتخابات دوره نخست مجلس شورای ملی که پس از تشکیل مجلس به اسلامی تغییر نام داد شرکت و از حوزه انتخابیه کرمانشاه شرکت نمود اما حقش پایمال گردید!
به رغم جفاهایی که دید پس از تجاوز رژیم کفتار سرشت بعث عراق به مام میهن تمام قد ایل میهن دوست و سلحشور سنجاب را تشویق به ایستادگی در برابر رژیم خونخوار بعث عفلقی صدام حسین نمود در حالی که شاپور بختیار و عبدالرحمان برومند و ژنرال اویسی پیشگامان خیانت و میهن فروشی در جنگ میهنی با عراق و پس از این میهن فروشان فرقه رجوی در دیدارهای بسیاری با صدام حسین و رژیم آل سعود به همراه زیارت مکه مفتخر به دریافت کمکهای مالی کلان از دشمنان مام میهن و ایران عزیز شدند!!!
او در سالهای دوری اجباری‌ و مظلومانه اش از میهن به رغم پیشنهاد همکاری با سازمان مجاهدین به دلیل باورمندی و پایبندی به راهبر مسالمت آمیز و خشونت پرهیزش و مرزبندی سنگین با راهبرد مبارزه مسلحانه سرسختانه خودداری ورزید.
کریم بخت‌یار ‌سنجابی تا به پایان زیست پربارش بر آرمانها و اصول نهضت ملی ایران و آموزه‌های رهبر فقید نهضت ملی ایران،شادروان دکتر محمد مصدق ایستاد و فداکاری و جانفشانی نمود.
او قطع یقین خطاهایی به سان هر انسانی داشت اما خیانتکار نبود و ای دریغا که آرزوی بازگشت به میهن و زادگاهش کرمانشاه را که عاشقانه دوستش میداشت؛ همچون عاشقان شکست خورده نافرجام ماند!
کاک کریم بخت‌یار سنجابی کُردی ایران خواه و میهن دوست بود و ماند و همیشه به قومیت کُردی و ایل سنجابش میبالید و مینازید.
یاد و خاطره‌اش در میان همه ملیون و میهن دوستان مصدقی آزادی‌خواه و استقلال‌جو و عدالت خواه جاودان و ماندگار است.
روانش شاد و یادش به مهر و راهش مستدام و پر رهرو باد.

نویسنده : محسن زمانی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.