امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Monday, 3 October , 2022
امروز : دوشنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۱
شناسه خبر : 4044
  پرینتخانه » سیاسی تاریخ انتشار : 05 فروردین 1401 - 11:16 | 41 بازدید | ارسال توسط :

محمود نریمان از یاران مصدق

۵ فروردین ۱۳۴۰درگذشت محمود نریمان از یاران وفادار دکتر مصدق؛ او در دادگاه نظامی گفت از ارادت من به دکتر مصدق هیچ کاسته نشده است. محمود نریمان در ۱۲۷۲ در تهران به دنیا آمد. در در دانشگاه ژنو در رشته بازرگانی دانشنامه گرفت. پس از بازگشت به ایران با سمت مترجم در وزارت مالیه استخدام […]

محمود نریمان از یاران مصدق

۵ فروردین ۱۳۴۰درگذشت محمود نریمان از یاران وفادار دکتر مصدق؛ او در دادگاه نظامی گفت از ارادت من به دکتر مصدق هیچ کاسته نشده است.

محمود نریمان در ۱۲۷۲ در تهران به دنیا آمد. در در دانشگاه ژنو در رشته بازرگانی دانشنامه گرفت. پس از بازگشت به ایران با سمت مترجم در وزارت مالیه استخدام شد و به مشاغلی چون ریاست اداره اقتصاد، ریاست ضرابخانه، ریاست محاکمات اداری و … رسید.

او در سال ۱۳۲۲ به معاونت وزارت دارائی منصوب شد و سپس وزیر دارائی و بعد وزیر راه و شهردار تهران شد. در سال ۱۳۲۴ وزارت پست و تلگراف و تلفن را عهده دار شد و همکاری نزدیکی با اللهیار صالح برقرار کرد و به دلیل حضور در کابینه حکیم الملک، دکتر مصدق را از نیت شوم ۳ کشور آمریکا، انگلستان و شوروی در تشکیل کمیسیون ۳ جانبه برای نظارت سیاسی در امور ایران مطلع کرد که در نتیجه مصدق به مخالفت قاطع با آن اقدام کرد.

در جریان انتخابات مجلس شانزدهم نریمان به همراه مصدق در دربار تحصن کرد و به عضویت جبهه ملی درآمد و یکی از یاران وفادار مصدق شد و در دوره هفدهم هم از نمایندگان حامی مصدق بود و حتی در حمایت از ملیون با نمایندگان مخالف درگیری پیدا کرد. نریمان از صبح ۲۸ مرداد در منزل مصدق بود و با فشار او و تهدیدش به خودکشی، مصدق حاضر به خروج از خانه شد و بعدا او هم دستگیر شد. نریمان یکی از پاکدامن ترین وزیران دارائی بود و در ۵ فروردین ۱۳۴۰ درگذشت.

حسین شاه‌حسینی می گوید: من و کریم‌آبادی زیر نظر مرحوم شمشیری مأمور شدیم که به منزل ایشان برویم و ببینیم چه باید بکنیم. در آنجا یک ساختمان دوطبقه بود که منزل ایشان در طبقه دوم بود. وقتی به منزل رفتیم تنها دو اتاق بود. و فقط دونفر را در آنجا دیدیم که گویا همسایه طبقه اول ایشان بودند. در اتاق جلویی تنها یک فرش و یک تخت قدیمی مجلل بود. ایشان روی تخت بودند و ملحفه‌ای هم روی ایشان کشیده شده بود. دیگر در اتاق چیزی نبود. در اتاق دیگر کمی وسایل قدیمی، یک صندوق، چند دست لباس و وسایل شست‌وشو بود. پشت اتاق هم حمام و آشپزخانه بود. مرحوم شمشیری در آنجا بر سر خود زد و گریه کرد و گفت وای بر ما، زندگی او این‌گونه بود و زندگی ما این چنین. زندگی کارگر من از زندگی مرحوم نریمان مجلل‌ترست. فردی با این عظمت که پس از کودتا پیشنهاد ابتهاج-رئیس بانک ملی(مرکزی) – را نپذیرفت[زیرا در آن صورت باید با امریکاییهای کودتاگر همکار می شد]، چنین زندگی‌ای داشته است.

او در دادگاه نظامی با آن جو خفقان و وحشت اینگونه از ارادت خود به دکتر مصدق می گوید:

بنده از سال ۱۳۰۲ که در وزارت دارایی خدمت می کردم با جناب آقای دکتر مصدق آشنایی و ارادت پیدا کردم. زیرا ایشان تا آن موقع که بنده خدمت کرده بودم تنها وزیری بودند که نسبت به تحصیلات و معلومات کارمندان توجه می کردند و مخصوصا سوابق تحصیلی بنده را مورد تمجید قرار داده بودند. آن زمان بنده نسبت به ایشان ارادت و صمیمیت داشتم. اغلب خدمتشان می رسیدم، به من اظهار لطف می فرمودند و بنده را به درستی و پاکی تشویق می کردند.

این جریان ادامه داشت تا اینکه قرار بودبرای انتخابات دوره شانزدهم در دربار شاهنشاهی تحصن اختیار کنند. بنده را هم دعوت به شرکت فرمودند، بنده هم با جان و دل پذیرفتم. از آنجا همکاری ملی ما و تماسمان بیشتر شد…[در مجلس] ایشان رهبر فراکسیون ما بودند. در نتیجه شور و تبادل افکار و همفکری ما موضوع ملی شدن صنعت نفت پیش آمد و به نتیجه رسید. بعدا که ایشان به سمت نخست وزیری انتخاب شدند و موضوع خلع ید را انجام دادند در شورای امنیت و دادگاه لاهه از حقوق ایران دفاع فرمودند، بر مراتب ارادت بنده افزوده شد…خدماتی که ایشان به ملت ایران کرده بودند طوری بود که نمی توانست سلب صمیمیت و ارادت بنده را بکند؛ بلکه ارادت بنده به همان نسبت به ایشان باقی بوده و هست.

او را در زرگنده تهران به خاک سپردند و رهبران باقی مانده جبهه ملی بقعه ای نیز برای روی سنگ او تهیه کردند. همه این خدمات و ابتکارها را اکنون شهرداری تهران با بلدوزر صاف کرده، شهرداری احمدی نژاد روی قبر نریمان حجره ای بنا کرد که در آن کتاب های مذهبی می فروشند. این حجره یک متر در نیم متر است و باندازه قبر خالی شده از استخوان نریمان. نام و خاطره او نیز باید از یادها برود.

سرنوشت یاران دکتر مصدق، تالیف عبدالرضا هوشنگ مهدوی

محمد مصدق در محکمه نظامی،جلیل بزرگمهر،ص ۵۸۶

 

خاطره حسن نزیه از مرحوم محمود نریمان:

برگشتم تو کوچه دیدم مرحوم نریمان دارد میاید از دور و یک کیسه توری دستش بود با دوتا بادمجان با یک نان سفید. مرا که دید خواست این را پنهان کند خجالت کشید. بعد گفت،” مثل اینکه این توری من نمی تواند اینها را پنهان کند” گفت” از شما چه پنهان این دوتا بادمجان با این نان سفید شام منست. میخواهم ببرم این را درست کنم بخورم. بفرمائید برویم بالا و با هم غذا درست کنیم و بخوریم” رفتیم بالا. عرض کنم، خیلی من متاثر شدم برای اینکه یک تختخواب آهنی داشت با یک میز و دوتا صندلی معروف به میز و صندلی ارج، این این کل چیزی بود که این از اثاث البیت داشت و بنده پیغام آقای دکتر اخوی را به ایشان رساندم و قرار گذاشتیم که روزی در جائی دوباره همدیگر را ببینیم که آقای دکتر اخوی هم حضور داشته باشند. و طبق قرار آمدند و اما وقتی صحبت شد از این که در شرکت سهامی لابراتورهای دون باکستر یک شرکت آمریکائی هم سهم دارد، مرحوم نریمان بشدت امتناع کرد از قبول مدیریت عامل شرکت به این توضیح که” من نمی توانم بیایم در موسسه ای قبول مسئولیت بکنم که آمریکائی ها سهمی در آن داشته باشند چرا که اینها در کودتای ۲۸مرداد خیلی با ما مردم ایران بد کردند….(نریمان)…. راجع به ۲۸مرداد میگفت: “در آن روز همه رفتیم حضور دکتر مصدق و پیشنهاد کردیم که یا برویم از این محل”چون خانه مرتب داشت گلوله باران می شد و یا اینکه اینجا همه خودکشی کنیم” پیشنهاد دوم را می گفت: ” به این مناسبت کردم که دکتر مصدق که دکتر مصدق گفت، من به ملت ایران گفتم یا در این راه موفق می شوم یا کشته می شوم. و امروز فرارسیده است که من به وعده خودم با مردم عمل کنم و چون پیروز نشدم باید کشته بشوم.” مرحوم نریمان میگفت” پس در اینصورت من گفتم پس خودمان ما همه با هم خودکشی می کنیم. و هفت تیری داشتم همراه آوردم گفتم، اجازه میدهید من از خودم شروع کنم.که این دستپاچه شد دکتر مصدق و گفت، نه من راضی نیستم تنها خود من می خواهم فدا بشوم در این راه.میگوید” گفتیم نه، یا دسته جمعی همه یا شما را هم میبریم از اینجا”

تاریخ شفاهی هاروارد حسن نزیه /مصاحبه کننده حبیب لاجوردی/ششم بهمن ۹۴ ص۲۰۸…..

برچسب ها
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.